آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

یکشنبه24دی91

1391/10/24 10:20
نویسنده : مامان نسرین
230 بازدید
اشتراک گذاری

                                 

سلام دخترکم. دلم خیلی برات تنگ شده. امروز بعد از سه روز تعطیلی آوردمت مهد. عزیز دلم دوستت دارم.

هفته گذشته شما دوباره مریض شدید. روز دوشنبه اومدم مهد دنبالت که دیدم خاله گفت: بعد از خواب تنت کمی گرم بود. بهم ریختم. روز زوج بود و ما ماشین نداشتیم و قرار بود با خاله فرزانه و رژین با سرویس اداره برگردیم. تو سرویس خیلی نگرانت بودم به کمک خاله فرزانه برات درجه گذاشتیم و دیدم بله تب داری. تا رسیدم خونه آژانس گرفتم و رفتیم دکتر. بابایی هم از اداره مستقیم اومد مطب. عمو ارسطو بعد معاینه گفت که سینه ات کمی خس خس می کنه خلاصه دارو نوشت و ما اومدیم خونه تبت قطع شد. نمی دونستم فرداش چه کار کنم آخه تو این چند هفته به خاطر مریضی ات و تعطیلی مهد به اندازه کافی مرخصی گرفته بودم و از طرفی خاله نرگس اول صبح کلاس داشت و کسی نبود تا جایم رو پر کنه مستاصل نشسته بودم که بابایی گفت: آویسارو با خودت ببر اداره اگه اذیت کرد برگرد. فکر خوبی بود که حداقل تا زمانی که جانشین مرخصیم بر گرده سرکار باشم.

با آویسا خانوم رفتیم اداره. اولش تو بغلم خوابید بعد بیدار شد بهش صبحانه دادم. خاله نرگس که اومد بردش اتاق خودش. کمی بازی کرد که یه دفعه آمپر سوزوند و دانشکده رو گذاشت رو سرش. مجبور شدم برگردم که دم در خاله راحله رو دیدم. گفت که دختر عسل بدم بهش که حالا که موندم ظهر بشه تا مرخصی ساعتی بگیرم. خلاصه یه ساعتی پیش خاله بودی بعد اومدم دنبالت و رفتیم خونه. اینم از ماجراهای مامان کارمند. خدا خودش کمک کنه.

آخر هفته هم خیلی دلم گرفته بود که بابایی گفت بریم بیرون. یه آقایی دخترش بغلش بود و یه بادکنک دست بابا. تا بادکنک رو دیدی گفتی: مامانی!بادبادک. آقائه هم داد بهت. هر چی اصرار کردم پس بگیره قبول نکرد و گفت: دخترش کوچیکه و نمی فهمه.

تو هم شیطنت هات شروع شد. هر کی رد میشد محکم می زدی تو کله اش. یه بار که دو تا آقا پسر داشتند رد میشدند یواش رفتی پشتشون و زدی اونا هم خندیدند و گفتند چه بچه شیطونی؟! خلاصه کلی با بابایی سر این موضوع خندیدیم.

تعطیلات خوبی بود ولی شما کماکان دارو مصرف می کنی. عزیزم دعا می کنم همیشه شاد  باشی  و هیچوقت مریض نشی...

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)